عبد المحمد آيتى
235
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
داشت و شحنگان مغول را گماشته ، خود مراجعت كرد . قطب الدين يازده ماه مباشر امر پيشوائى بود سپس برادرانش در دهم ذيحجه سال 659 او را كشتند . نظام الدين حسويه پسر غياث الدين محمد ابن مظفر الدين بر جاى او نشست . او نيز در ربيع الآخر سال 662 در واقعهء كازرون بر دست سلجوقشاه كشته شد . پس به فرمان هلاكو خان برادرش نصرة الدين ابراهيم شاه بحكومت رسيد و دختر سلجوقشاه را به زنى به او دادند . [ 425 ] در سال 664 نصرة الدين وفات يافت و در همان روز جلال الدين طيب شاه بر تخت نشست و هفده سال حكومت كرد او نيز در دهم جمادى الاول سال 681 به فرمان سلطان احمد بقتل رسيد . آنگاه برادر او بهاء الدين اسماعيل بحكومت نشست و هفت سال حكمرانى كرد و در سال 688 به مرضى دماغى بمرد . ملك غياث الدين و نظام الدين را كه امروز كه سال 706 است در اين ناحيه صاحب ملك و سپاه مىدانند از فرزندان اين دو برادرند . بارى در اين روزگار كه بواسطهء طمعورزى و تصرفات فاسدهء اراذل ، ملوك از حكومت ملول و رعيت از خستگى فاقه و تكليف ما لا يطاق نالان و نواحى از اثر بستگى راه معدلت پريشان است و با وجود انقلاب ايام و صعف دول و نابسامانى كارها و پىدرپى آمدن محنتها هنوز از خاندان ايشان خيرات و زكوات صادر مىگردد و هر صاحب دولتى كه قصد انقراض خاندان قديم ايشان مىكند به نكبت و خذلان دچار مىگردد . ذكر فتح كرمان و چگونگى احوال آن [ 426 ] چون در زمان سلطنت سلطان مظفر الدين محمد شاه ابن سلطان حجاج در اثر مداخلهء بعضى شاهزادگان و پيوستگان كه از درايت و تجربه در كار مملكت بىبهره بودند اختلالى در ملك و مال روى داد و خود سلطان مظفر الدين نيز بيشتر در اردو مىزيست و كمتر به كار ملك مىپرداخت وضع كرمان پريشان شد . بدين سبب در مال مقرر كه تقديم ايلخان مىگشت نقصانى بزرگ روى نمود و شاه را هيچ عذر پسنديدهاى نبود . ناچار از سلطنت كنار گرفت و امور مملكت به فرمان ايلخان كلا به وزير او فخر الملة و الدين عبد اللّه بن محمد البيارى قدس اللّه روحه سپرده شد . در هفتم ماه ربيع الاول سال 699 آن مقتداى يگانه و علامهء زمانه وارد كرمان شد . چون فرمان غازان را به سمع مردم رسانيد به اصلاح امور و جمع خراج و تدبير كارهاى مختل پرداخت . مفتخواران را دندان طمع بكند و دست ستمگران را كوتاه ساخت و